على محمدى خراسانى

78

شرح مكاسب (فارسى)

مخوف از جان مؤمن : آيا اضرار مالى جايز است ؟ قبلا گفتيم : آرى جايز است چون لا يعادل نفس المؤمن شيئى ، جان مهمتر است و مال بايد فداى آن شود پس اين مهمّ كه اضرار مالى به غير باشد براى آن اهم كه حفظ جان مؤمن باشد جايز مىشود و حرمتش از فعليّت مىافتد . منتهى با تكرار همان نكته كه اگر اين اضرار مالى موجب تلف مال شخص شد و سبب ضمانت كه اتلاف است محقّق شد ، شخص متلف ضامن هم هست و بايد از عهده برآيد [ به حكم على اليد ما اخذت حتى تؤدّى ، و به حكم من اتلف مال الغير فهو له ضامن و . . . ] پس مقتضى براى ضمان محقّق است و از طرفى مانعى هم از ضمانت نيست چون مانع همان اكراه بود كه اگر مكره بود به اين اضرار حديث رفع مىآمد و حكم مىكرد به رفع ما اكرهوا عليه . و در نتيجه هم حكم تكليفى حرمت را برمىداشت و هم حكم وضعى ضمان را ولى در ما نحن فيه على الفرض اكراه نيست و مجرّد خوف از ضرر جانى است پس دليل براى عدم ضمانت نيست . قوله : المانع عن الضمان او استقراره : در مواردى كه دو يا چند دست بر مالى گشته و گذشته مثلا زيد مالى را بدون اسباب مملّكه بلكه با بيع فاسد از بكر گرفت و سپس به خالد داد و او به چهارمى و . . . مالك اصلى حق دارد به هركدام مراجعه كند و مالش را طلب كند چون تمام اينها بر مال او يد پيدا كرده‌اند و ضامن هستند منتها اگر به زيد مراجعه كرد زيد هم حق دارد به بكر مراجعه كند و هكذا . . . يعنى ضمانت اينها ابتدائى است و استقرار ضمان بر عهدهء كسى است كه فعلا مال دست او است يا نزد او تلف شده . در ما نحن فيه هم مراد از ضمان ، ضمان بدوى است و مراد از استقرار ضمان هم ضمان حقيقى و اصلى است ، آنگاه اگر من مكره بودم به اضرار مالى ،